ترامپ در آنکارا؛ آغاز آرایش جدید ژئوپلیتیک علیه ایران و روسیه یا یک بازتنظیم راهبردی؟
حضور دونالد ترامپ در ترکیه و برگزاری نشست ناتو در آنکارا را نمیتوان صرفاً رویدادی معمول و دیپلماتیک دانست؛ و در اهمیت بسیار ویژه این دیدار باید به نکاتی اشاره کرد. این سفر در شرایطی انجام میشود که جنگ اوکراین، رقابت بر سر کریدورهای ترانزیتی، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای به هم گره خوردهاند و هر تصمیمی میتواند پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه آمریکا و ترکیه داشته باشد.
در نگاه نخست، هدف رسمی این سفر، تقویت انسجام ناتو، هماهنگی درباره جنگ اوکراین و توسعه همکاریهای دفاعی با ترکیه است. اما در لایه عمیقتر، این سفر حامل پیامهای مهمی برای دو بازیگر اصلی منطقه، یعنی ایران و روسیه، نیز هست.
برای روسیه، پیام روشن است؛ ناتو همچنان بر حمایت از اوکراین تأکید دارد و تلاش میکند با تقویت نقش ترکیه، موازنه قدرت در دریای سیاه را به سود خود حفظ کند. اگر مذاکرات مربوط به همکاریهای دفاعی، از جمله بازگشت احتمالی ترکیه به برنامه جنگندههای F-35، به نتیجه برسد، فاصله راهبردی آنکارا از مسکو میتواند افزایش یابد؛ هرچند ترکیه همچنان تلاش خواهد کرد روابط اقتصادی و انرژی خود با روسیه را نیز حفظ کند.
اما پیام این سفر برای ایران، پیچیدهتر و چندلایهتر است.
آمریکا طی سالهای گذشته نشان داده که فشار اقتصادی همچنان ابزار اصلی آن در قبال ایران است. تحریمهای نفتی، محدودیتهای مالی و تلاش برای کاهش درآمدهای ارزی، در مقاطع مختلف جایگزین گزینههای پرهزینه نظامی شدهاند. از این منظر، تقویت هماهنگی واشنگتن با ترکیه و دیگر متحدان منطقهای را میتوان بخشی از راهبرد افزایش فشارهای اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی علیه تهران ارزیابی کرد.
در همین چارچوب، نقش ترکیه اهمیت ویژهای پیدا میکند. آنکارا سالهاست پروژه «کریدور میانی» را دنبال میکند؛ مسیری که آسیای مرکزی را از طریق دریای خزر، قفقاز و ترکیه به اروپا متصل میکند. هدف رسمی این پروژه، تبدیل ترکیه به هاب ترانزیتی اوراسیاست، اما در عمل، موفقیت آن میتواند از اهمیت برخی مسیرهای عبوری از ایران بکاهد و جایگاه ژئوپلیتیکی ترکیه را ارتقا دهد.
همزمان، تلاش آمریکا و برخی کشورهای اروپایی برای افزایش امنیت مسیرهای دریایی در خلیج فارس و دریای عمان نیز بخشی از همین تصویر بزرگتر است؛ تصویری که در آن امنیت انرژی، آزادی کشتیرانی و کنترل مسیرهای تجارت جهانی به اولویتهای اصلی قدرتهای غربی تبدیل شدهاند.
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران معتقدند واشنگتن در حال ارزیابی میزان بازدارندگی و سطح واکنش ایران پس از تحولات اخیر منطقه است. بر اساس این دیدگاه، اگر آمریکا به این جمعبندی برسد که احتمال واکنش مستقیم ایران کاهش یافته، ممکن است بدون ورود به یک توافق جامع، فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک را با شدت بیشتری دنبال کند.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار است، تغییر ماهیت رقابتهای منطقهای است. میدان اصلی رقابت دیگر تنها درگیری نظامی نیست؛ بلکه کریدورهای حملونقل، خطوط انتقال انرژی، بنادر، فناوری، زنجیرههای تأمین و ائتلافهای اقتصادی به ابزارهای جدید قدرت تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، سفر ترامپ به ترکیه را میتوان بخشی از تلاش آمریکا برای بازتنظیم آرایش ژئوپلیتیکی خود در منطقه دانست؛ آرایشی که سه هدف اصلی را دنبال میکند: مهار نفوذ روسیه، افزایش فشار بر ایران از طریق ابزارهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی، و تقویت جایگاه ترکیه بهعنوان یکی از گرههای اصلی تجارت و امنیت در اوراسیا.
اینکه این راهبرد تا چه اندازه موفق خواهد بود، به واکنش ایران، روسیه، چین و حتی خود ترکیه بستگی دارد؛ زیرا تجربه سالهای اخیر نشان داده است که آنکارا بیش از آنکه در پی پیروی کامل از یک بلوک باشد، تلاش میکند از رقابت قدرتهای بزرگ برای افزایش منافع و نفوذ ملی خود بهره ببرد.
حمزه مجتهدی
پژوهشگر حوزه امنیت ملی
