مخابره پیام تهران به واشنگتن؛ راه خروج از بنبست، اجرای طرح هفتروزه است
به گزارش خبرصنعتی، پنجمین سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران در شرایطی انجام شد که روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به واسطه مجموعهای از عوامل پیدا و پنهان در پیچیدهترین برهه نیم قرن اخیر قرار دارد. این شرایط اما به واسطه تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران، انسداد تنگه هرمز به عنوان شاهراه انتقال انرژی و تشدید تنشها در خاورمیانه، بر کشورهای همسایه، منطقه و جهان، بیش از هر زمان دیگری تاثیر گذاشته است
فیلد مارشال «عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان و میانجی اصلی گفتوگوهای ایران و آمریکا، ظهر سهشنبه ۲۸ مهرماه به همراه «محسن نقوی» وزیر کشور پاکستان وارد تهران شد. ایران دوم شهریور ماه سال جاری هم میزبان فرمانده ارتش پاکستان بود. میانجی پاکستانی مذاکرات ایران و آمریکا در این سفر با «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه، «محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس، «محسن رضایی» دبیر شورای عالی امنیت ملی و «مسعود پزشکیان» رئیسجمهور ایران دیدار و گفتوگو کرد. مجموعهای از موضوعات روابط دوجانبه و دیپلماسی برای کاهش تنش، محورهای گفتوگوهای سفر چند ساعته فرمانده ارتش پاکستان به تهران بود. سفری که با چند شایعه و یک پیام مشخص از سوی ایران، شامگاه سهشنبه به پایان رسید.
موضع ایران: اعتمادسازی پیششرط هرگونه مذاکره با واشنگتن
عاصم منیر در جریان سفر خود به تهران دو دیدار مهم داشت که در آنها، مقامات ایران، تکلیف چهار موضوع از مجموعه محورهای میان ایران و آمریکا را روشن کردند.
الف) تنظیم دقیق صورت مسئله: فراز و نشیبهای روابط ایران و آمریکا و بحرانی که تجاوز نظامی واشنگتن علیه ایران، بر این روابط تحمیل کرده، گرهها و پروندههای باز بسیاری را در دستور کار میانجیها قرار میدهد و همزمان سردرگمیهایی را هم سبب میشود. از این منظر، مقامات تهران در این سفر با صورتبندی درست از مسئلهای که در حال حاضر میان ایران و آمریکا وجود دارد، تلاش کردند تا تصویری شفاف از شرایط را برای عاصم منیر ترسیم کنند.
«مسعود پزشکیان» رئیسجمهور ایران در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان، ریشه بحران کنونی در منطقه و جهان را خوی جنگطلب، بدعهد و پیمانشکنی آمریکا دانست. خویی که به گفته رئیس قوه مجریه ایران عامل اصلی نابودی میز گفتوگو و دیپلماسی بوده و اعتماد مردم ایران را به آمریکا از بین برده است. محسن رضایی، دبیرکل شورای عالی امنیت ملی هم در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان، اعتمادی که آمریکا از بین برده را مهمترین ریشه بحران کنونی دانست که اجازه مذاکره بیشتر را نمیدهد. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی هم در دیدار عاصم منیر با او تاکید کرد که «سابقه طولانی اقدامات منفی آمریکا بر علیه ایران پیش و پس از انقلاب اسلامی، ما را در وضعیت اوج بیاعتمادی نسبت به آمریکا قرار داده و اکنون هم با نقض تفاهمنامه اسلامآباد توسط دولت ترامپ و تهدیدهای مکرر وی، بنای این بیاعتمادی بلندتر از قبل است.
ب) ارائه راهکار: صورتبندی مشکل موجود از سوی مقامات ایرانی با ارائه راهکار مشحص، شفاف و اجرایی برای خروج از آن همراه بود و پزشکیان به ژنرال منیر گفت که اول آمریکاییها باید نشان دهند که تهدید و تحریم را برمیدارند تا شرایط برای گفتوگو محقق شود، رضایی هم تاکید کرد که اعتماد باید ساخته شود و شروع این اعتمادسازی، تحقق شروط ایران است. قالیباف هم با تصریح بر این مهم که حرف جدیدی نداریم، راهکار ایران را تکرار کرد و گفت: آمریکا جز با اجرای شروط هفتگانه ایران که در نیویورک ارائه شده، نمیتواند اعتماد ایران را کسب کند.
جمهوری اسلامی ایران، پیش از این و در جریان گفتوگوهای صورت گرفته در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، طرحی هفت روزه را برای خروج از بحران و از طریق میانجیها به آمریکا ارائه کرده بود، طرحی که پاسخ آمریکا به آن از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، کافی نبوده است. به نظر میرسد برای کفایت هر طرح و پاسخی، آغاز هر نوع گفتوگو و رسیدن به هرنوع توافقی باید ایران باید سطحی از اعتماد بین خود و آمریکا را مشاهده کند که با توجه به تمام آنچه در این مدت گذشته، توقعی معقول است اما چرا برآورده کردن این توقع را «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا دشوار میداند، مشخص نیست.
پ)پرسش مهم از میانجی: مساعی جمیله کشورهای مختلف به شمول میانجیگران اصلی یعنی پاکستان و قطر، گرچه مورد احترام و قدردانی ایران است اما پرسشی که پزشکیان در دیدار شب گذشته خود با عاصم منیر مطرح کرد باید به مطالبه وی از مقامات آمریکایی تبدیل شود؛ رئیسجمهور ایران خطاب به فرمانده ارتش پاکستان گفت: «نمیشود روز به روز بر شدت تحریمها و فشارها افزود و مسیرها و راهها را به روی کشور ما بست، بعد ادعای گفتوگو و مذاکره داشت. این چه نوع گفتوگویی است؟»
ت) مشخصص کردن قاطع خطوط قرمز: مهمترین بخش سفر و دیدارهای فرمانده ارتش پاکستان با مقامات ایران، ارسال یک پیام مشخص از سوی ایران در میانه انواع تهدیدات، مطالبات و ادعاهای آمریکاست: ایران زیربار گفتوگو در شرایط تهدید نمیرود، اورانیوم خود را از کشور خارج نمیکند و آماده دفاع تمامقد از حاکمیت ملی خود است. رضایی به صراحت در این دیدار اعلام کرد که «حتی ذرهای از مواد هستهای غنیشده از ایران خارج نخواهد شد و این مواد سرمایه بزرگ و ثروت ملی ایرانیان برای استفاده در داخل کشور است.» پزشکیان هم به منیر یادآوری کرد که «با وجود تمام تبلیغاتی که در رسانهها درباره جنگ و حمله با هدف ترساندن مردم ما انجام میشود؛ ملت ما از شهادت هراسی ندارد.» رئیس قوه مقننه ایران هم در دیدار خود با فرمانده ارتش پاکستان همان مواضع مسئولان دیگر را تکرار کرد و گفت که «تهدیدها و تحرکات نظامی نمیتواند تصمیمات راهبردی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. این آمریکا بود که با محاسبات غلط و جنگ علیه ایران، وارد باتلاق شد و اکنون هم آنها هستند که باید اقدامات لازم برای خروج را انجام دهند.»
مذاکرات غیرمستقیم در میانه شایعه و واقعیت
نزدیکی زمانی دیدار برنامهریزی شده «سرگئی لاورف» وزیر امور خارجه روسیه از ایران با سفر عاصم منیر، طی روزهای گذشته، کانون گمانهها، شایعات و ادعاهای بسیاری بود. برخی مدعی شدند که لاوروف در گفتوگوها با مقامات ایرانی پیشنهاد مشخصی به ویژه در زمینه هستهای، ارائه کرده است. همچنین دقایقی پس از ترک تهران از سوی منیر، برخی رسانهها مدعی حضور هیئتی از قطر در تهران شدند که به فاصله کوتاهی تکذیب شد. شماری از رسانهها و خبرنگاران هم گمانههای مختلفی درباره آنچه عاصم با خود آورده بود، مطرح کردند که شامل طیفی از موضوعات از آخرین هشدار کتبی آمریکا تا پیشنهادی «میانه» که بتواند تنش را کاهش دهد، گسترده بود. برخی رسانهها هم به نقل از منابع آگاه خود جزئیاتی از پیشنهادات پاکستان و قطر را مطرح کردند که شامل ادعاهایی درباره موافقت ایران با بازدید محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تاسیسات هستهای در ازای آزادسازی بخشی از داراییها بود. همه این ادعاها و گمانهها درحالی تکذیب شده که درباره همه آنها دو گزاره واقعی وجود دارد:
۱-سرگئی لاوروف، عاصم منیر و تمام مقامات کشورهایی که در حال رایزنی با ایران هستند، با دو هدف مشخص کاهش تنش و افزایش جایگاه خود در این نظم در حال گذار جهان، تکاپو میکنند. از سوی دیگر شمار روبهافزایش تلاشها برای کاهش تنش میان ایران و آمریکل، نشان میدهد پرونده ایران و آمریکا دیگر مسئلهای دوجانبه نیست و بهای ادامه فشار را همسایگان و بازار انرژی هم میپردازند. تهران قدردان این تلاشها برای کاستن از تنش است اما این به معنای عبور از خطوط قرمزی نیست که مجبور به ایستادن بر سر آنها شده است.
۲-سفرها، رایزنیها، طرحها و پیشنهادات مطرح شده از سوی کشورهای مختلف، گرچه هریک میتواند به نوعی بحران موجود را کنترل کند و نقشه راه عبور از آن باشد اما لازمه این کنترل و عبور، چیزی است که تهران در رفتار واشنگتن نمیبینید؛ اعتماد.
مقامات جمهوری اسلامی ایران در ساعات کوتاه حضور عاصم منیر در تهران تلاش کردند مشخص کنند که موضع مشترک در تهران، مقاومت در برابر زیادهخواهی آمریکاست. همان چیزی که به گفته «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری خود با خبرنگاران، آن را عامل اصلی بنبست و بحران کنونی دانست.
از دیدگاه تهران، درخواست مذاکره هستهای و حتی بازرسی و تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم و سایتهای هستهای ایران، در حالی که هیچیک از تفاهمات و توافقات ایران در قالب تفاهم اسلامآباد، اجرایی نشده، تهدیدهای تمدنی و وجودی رئیسجمهور آمریکا همچنان ادامه دارد، و هر روز بر شدت محاصره دریایی و زمینی و هوایی ایران افزوده میشود؛ منطقی و عقلانی نیست و هر راهکاری جز مقاومت و آمادگی کامل برای دفاع معقول نخواهد بود.
پیام واحد و قاطع رئیسجمهور، رئیس مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی به فرمانده ارتش پاکستان نشان میدهد در تهران یک صدا و یک منطق وجود دارد و ابهام در جایی است که مقامهای آمریکایی گاه از نبود طرف مذاکره سخن میگویند و همزمان از طریق همین میانجیها برای طرف مذاکراتی در تهران، پیام میفرستد.
ثمربخشی هر نوع میانیجگری در شرایط کنونی، بستگی مستقیم به گامی دارد که آمریکا باید بردارد تا به واسطه آن حداقل اعتماد تهران به واشنگتن برقرار و شرایط برای برداشتن گامهای بعدی آغاز شود. روندی که تهران به واسطه نبود نشانههای روشن از آغاز آن، بر آمادگی دفاعی خود در کنار آن بیش از هر موضوعی تاکید دارد.
