از “ظرفیت اسمی” تا “محورهای سهگانه”؛ خوانشی از توییت مدیرعامل پتروشیمی امیرکبیر درباره بقا صنعت پتروشیمی
به گزارش خبرصنعتی، حسام خوشبین فر، مدیرعامل شرکت پتروشیمی امیرکبیر، در توییتی در شبکه اجتماعی X به تجربه صنعت پتروشیمی در شرایط جنگ و تحریم پرداخته و بر ضرورت تغییر نگاه مدیریتی در جهت بقا در شرایط اضطراری تاکید کرده است. وی معتقد است صنعت پتروشیمی کشور در شرایط دشوار نشان داده که با تکیه بر بومیسازی و مدیریت اضطراری میتواند واحدهای تولیدی را دوباره به مدار بازگرداند، اما همچنان با چالش جدی شکنندگی یوتیلیتیهای متمرکز مواجه است.
خوشبین فر در این توییت با نگاهی نقادانه به تمرکز بر عدد ظرفیت اسمی، شرط بقا در این صنعت را حرکت همزمان در سه محور داتسته است: تابآوری شبکهای، خلق ارزش واقعی و اولویت دادن به محصولات استراتژیک.
این نگاه، بحث مهمی را درباره مسیر آینده پتروشیمی ایران پیش میکشد. سالهاست افزایش ظرفیت اسمی یکی از شاخصهای اصلی توسعه این صنعت محسوب میشود؛ اما واقعیت این است که ظرفیت بالا زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که تولید در شرایط دشوار هم ادامه داشته باشد و زیرساختهای لازم برای آن پایدار بماند؛ و در کلیت اقتصاد کشور نقش بسزای خود را با ارزآوری متناسب بازی کند.
تجربه سالهای تحریم و همچنین شرایط جنگی نشان داده که توان داخلی برای تعمیر، بازسازی و راهاندازی واحدهای صنعتی تا حد زیادی افزایش پیدا کرده است. اما تولید یک زنجیره به هم پیوسته است و آسیبپذیری یک بخش میتواند بخشهای دیگر را هم متوقف کند. در یک مجتمع پتروشیمی، قطع یا محدود شدن برق، بخار، آب صنعتی، خوراک و دیگر سرویسهای حیاتی، حتی در صورت آماده بودن تجهیزات و نیروی انسانی، تولید را مختل می سازد.
به همین دلیل به تاکید خوشبینفر بر تاب آوری شبکهای، می باید فراتر از دغدغه مدیر یک شرکت صنعتی نگاه کرد. مسئله ای که می باید در سیاستگذاری کلان صنعت پتروشیمی کشور مورد توجه قرار گیرد و چاره اندیشی و آماده سازی های راهبردی برایش در نظر گرفت. بی شک توجه و اشتیاق به افزایش ظرفیت ها بدون تقویت زیرساختها، به ویژه در بخش یوتیلیتی، لزوماً به معنای افزایش واقعی توان تولید کشور نیست.
از سوی دیگر، مسئله فقط میزان تولید نیست؛ نوع محصول و جایگاهی که در زنجیره ارزش دارد نیز اهمیت زیادی پیدا میکند. اگر قرار باشد سرمایه گذاریهای جدید صرفا” به افزایش حجم تولید محصولات کم ارزشتر منجر گردد، بخشی از ظرفیت ایجاد شده نخواهد توانست اثری را که از توسعه صنعت انتظار میرود، ایجاد کند.
بنابراین، می باید دغدغه بنیادینِ مدیریت صنعت پتروشیمی از “چقدر بیشتر تولید کنیم؟” به سمت “چه چیزی تولید کنیم؟” ، “چه میزان ارزش افزوده داشته باشیم؟” و “از چه سطحی از پایداری برخورداریم؟” شیفت داده شود. این همان نقطهای است که دو محور دیگر مورد اشاره، یعنی “خلق ارزش واقعی” و “اولویت محصولات استراتژیک”، اهمیت پیدا می کند.
پتروشیمی ایران در سالهای تحریم همزمان دو نقش مهم داشته است؛ از یک سو بخشی از نیاز صنایع داخلی را تأمین کرده و از سوی دیگر، یکی از مسیرهای مهم ایجاد درآمد ارزی برای کشور بوده است. حفظ این نقش در سالهای آینده، نیازمند آن است که توسعه صنعت فقط با عدد ظرفیت اسمی سنجیده نشود.
اگر افزایش ظرفیت با زیرساخت های پایدار، یوتیلیتیهای مقاومتر، تکمیل زنجیره ارزش و تمرکز بر محصولات راهبردی همراه شود، ظرفیت ایجاد شده میتواند در شرایط بحران نیز پشتوانه تولید و اقتصاد کشور باشد. در غیر این صورت بخش قابل توجهی از ظرفیت روی کاغذ باقی خواهد ماند و در زمان نیاز امکان استفاده از آن وجود نخواهد داشت.
آینده صنعت پتروشیمی فقط به مجتمع های بزرگ تر و ظرفیت های بالاتر وابسته نیست؛ صنعتی موفق تر خواهد بود که بتواند در پیِ تولید، ارزش بیشتری خلق کند و در برابر اختلال و بحران تاب بیاورد. این سهگانه میتواند مبنای نگاه تازهای به توسعه پتروشیمی ایران باشد؛ نگاهی که در نهایت، هم تامین نیاز داخلی را دنبال میکند و هم یک جریان نسبتا” پایدار ارزآوری را حفظ خواهد نمود.

