قانون بقای میرسلیم و ۴۵ پست در ۴۸ سال؛ مصطفی میرسلیم در آستانه ۸۰ سالگی مسئولیت جدید گرفت!
به گزارش خبرصنعتی، مصطفی میرسلیم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم رئیس دانشگاه امیرکبیر بهعنوان سرپرست مرکز تحقیقات کاربردی و فناورانه انرژی منصوب شد. مسئولیتی تازه برای چهرهای که در آستانه ۸۰ سالگی همچنان در ساختارهای سیاسی، دانشگاهی و مدیریتی کشور حضور دارد.
این انتصاب تنها چند روز پس از اظهارات میرسلیم درباره ضرورت ادامه فعالیت مسئولان در سنین بالا صورت گرفته است. او اخیراً با دفاع از تداوم فعالیت مدیران سالمند گفته بود بالا بودن سن نباید مانع حضور افراد در مسئولیتهای مدیریتی شود و حتی استادان ۹۰ تا ۹۵ ساله نیز نباید صرفاً به دلیل سن از فعالیت کنار گذاشته شوند.
میرسلیم، متولد ۱۹ خرداد ۱۳۲۶ بوده و در آستانه ورود به هشتادسالگی است. او که طی ۴۸ سال حضور در ساختارهای مدیریتی کشور، مسئولیتهای متعددی را در حوزههای سیاسی، دولتی، حکومتی، صنعتی، ورزشی، دانشگاهی و فرهنگی تجربه کرده است؛ همیشه با اظهار نظرهای تند و آزاردهنده، موجب رنجش و حتی عصبانیت جامعه ایرانی شده است. اما نه تنها اظهارات نامبرده، بلکه حتی ارتباط فرزند وی با گروهک منحوس مجاهدین خلق هم باعث نشده که سلسه مسئولیت ها، نسخه پیچی ها و حضور بر کرسی های مهم مدیریتی_سیاسی کشور پایان یابد!
مروری بر سوابق و عناوین ثبتشده او نشان میدهد که میرسلیم در حدود ۴۸ سال گذشته، بنا بر برآوردی از مسئولیتهای مختلف، حدود ۴۲ تا ۴۵ پست، مقام و جایگاه را در اختیار داشته است؛ از عضویت در حزب جمهوری اسلامی، معاونت وزارت کشور، قائممقامی این وزارتخانه و سرپرستی شهربانی گرفته تا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ریاست فدراسیون نجاتغریق و غواصی، مسئولیتهای صنعتی و خودروسازی، عضویت در هیئتمدیره شرکتها، نمایندگی مجلس، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مسئولیتهای حزبی، فرهنگی، دانشگاهی و پژوهشی. اینها تنها بخشی از عناوین و جایگاههایی است که او در نزدیک به پنج دهه گذشته تجربه کرده و حالا با انتصاب جدید در دانشگاه امیرکبیر، عنوان دیگری نیز به این کارنامه افزوده شده است.
در فیزیک، قانونی به نام «بقای انرژی» وجود دارد که بر اساس آن انرژی نه به وجود میآید و نه از بین میرود، بلکه تنها از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود. ظاهراً میتوان با کمی تسامح، نسخهای مدیریتی از این قانون را در کارنامه میرسلیم جستوجو کرد؛ مدیریتی که در طول دههها، از حوزهای به حوزه دیگر منتقل شده و با پایان یک مسئولیت، در جایگاهی تازه ادامه یافته است.
یک روز در ساختار دولتی، روز دیگر در صنعت و خودروسازی، زمانی در غواصی و نجات غریقی، برهه ای در مجلس و نهادهای عالی و حالا در مدیریت یک مرکز تحقیقاتی دانشگاهی؛ گویی صندلیهای مدیریتی برای میرسلیم هیچگاه به نقطه پایان نمیرسند و همواره امکان تبدیل یک مسئولیت به مسئولیتی دیگر وجود دارد.
اما پرسش اصلی اینجاست: در شرایطی که جوانان متخصص و دانشگاهیان نسل جدید برای دستیابی به نخستین فرصتهای مدیریتی با موانع متعدد روبهرو هستند، چرا برخی چهرهها میتوانند نزدیک به پنج دهه در موقعیتهای گوناگون مدیریتی حضور داشته باشند؟ معیار انتخاب مدیران جدید چیست و گردش نخبگان در ساختارهای دانشگاهی و اجرایی کشور چه جایگاهی دارد؟
آیا وقت آن نرسیده که این قانون ناعادلانه بقای مدیریتی در میان چهرههای ثابت و فرتوت مدیریتی مورد بررسی قرار گیرد؟ پدیدهای که کارنامه میرسلیم نمونه قابل تأملی از آن به شمار میرود و به نظر می رسد به جز هزینه تراشی برای مملکت، آورده ای برای کشور ندارد.
