لزوم خثنیسازی بمب ساعتی اقتصاد در پساجنگ/نسخه ژاپن برای ویرانیهای پس از جنگ جهانی دوم چه بود؟
به گزارش خبر صنعتی؛ اقتصاد کشورها در پساجنگ معمولا با ویرانیهای گسترده زیرساخت، کاهش تولید و افزایش بیکاری آغاز میشود. اما سرنوشت همه ملتها یکسان نیست؛ برخی همچون ژاپن پس از جنگجهانی دوم توانستند از دل خاکستر بحران، مسیر رشد را پیدا کنند و به قدرت صنعتی تبدیل شوند.
در این گفتوگو با زهرا کریمی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران به بررسی اقدامات اقتصادی کشورها پس از جنگ، الزامات لازم دولت در شرایط فعلی، آمار میزان خروج سرمایهگذاری کشور و تاثیر بیکاری بر موج پناهجویی میپردازیم.
تجربه کشورهایی که جنگ را موفقیتآمیز پشت سر گذاشتند را برایمان واکاوی میکنید؟ این که چه اقدامات اقتصادی برای جبران خسارتهای ناشی از جنگ انجام دادند؟
من در ماههای اخیر روی تجربه ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم مطالعه کردهام. پژوهشها نشان میدهد وضعیت ژاپن بعد از جنگ، واقعاً رنجآور بوده؛ جنگی که کمر اقتصاد را شکسته، میلیونها نفر را از بین برده، سرپرست خانوارها را نابود کرده و بازماندهها را بافقر و فلاکتی عمیق روبهرو کرده است. برای سربازانی که از جبههها برگشتهاند کاری وجود ندارد. بسیاری از کارخانه ها و زیرساختها نابود شده، و فقر و بیکاری بهشدت گسترش پیدا کرده و تورم فوقالعاده بالا است. این تصویر ژاپن بعد از سال ۱۹۴۵ تا حدود ۱۹۴۹ است.
در سال ۱۹۴۹ سیاستهای بسیار سختگیرانه ضدتورمی اجرا میشود که خودِ این سیاستها به رکود دامن میزند. اما شرایط ژاپن در چند نکته مهم با شرایط ما متفاوت بود. اولاً آمریکا در دوران جنگ سرد بهشدت علاقهمند بود ژاپن را در اردوگاه خودش نگه دارد. ثانیاً عامل مهمتری که ژاپن را از آن بحران نجات داد، «جنگ کره» بود.
با شروع جنگ کره، تقاضای بسیار زیادی برای تولیدات صنعتی ژاپن به وجود آمد؛ یعنی کشورهای درگیر، از ژاپن کالا میخریدند، سفارش میدادند، و همین تقاضای بالا محرک بسیار بزرگی برای اقتصاد ژاپن شد. خود ژاپنیها میگفتند: «جای اندوه است که جنگ در کشور همسایه باعث شده که اقتصاد ژاپن رونق پیدا کند.» یعنی شوک مثبت ناشی از افزایش تقاضای خارجی، عملاً موتور رشد اقتصاد ژاپن بوده است.
به سخن دیگر، وقتی یک اقتصاد در چاه رکود میافتد، راهحل ساده و کوتاهی وجود ندارد. اگر درست مدیریت نشود، هر روز میتواند پیچیدهتر هم بشود. ما در اقتصاد یک جمله تلخ داریم: «رکود، رکود را تغذیه میکند و رونق، رونق را.» یعنی اگر در یک دور باطل رکودی بیفتید، بیرون آمدن از آن بسیار سخت است، و برعکس، وقتی رونق آغاز میشود، خودش به تداوم رونق کمک میکند.
به همین دلیل است که همه امیدواریم مسئله جنگ و همینطور مسئله تحریمها، به شکلی حلوفصل شود تا هرچه زودتر کشور از رکود خارج شود؛ چون بدون حل این موانع، سیاستهای اقتصادی نمی تواند معجزه کند.
با توجه به تفاوت های فرهنگی میان ایران و ژاپن آیا امکان اجرای سیاستهای اقتصادی سختگیرانه مشابه آنچه در ژاپن پس از جنگ اعمال شد، در ایران وجود دارد؟
در ابتدا باید توجه کرد که تصویری که امروز از ژاپن میبینیم—بهعنوان مردمی سختکوش، منظم و دقیق—هیچ شباهتی به وضعیت این کشور در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم ندارد. گزارشها نشان میدهد که مردم برای بقا مجبور بودند دست به کارهایی مانند دزدی، تقلب، قاچاق و فعالیت در بازار سیاه بزنند و نرخ خلافکاری درآن بسیار بالا بوده است. به علاوه، نیمی از حمله های مسلحانه و قتل توسط افرادی در سنین بین هشت تا ۲۵ سال انجام می شد.
اینها همه بیانگر آن است که فرهنگ یک جامعه، چیزی کاملاً ثابت و منجمد نیست. حتی جوامعی که امروز به انضباط و کارآمدی مشهورند، در دورههای بحران ممکن است رفتارهایی بسیار متفاوت از خود نشان دهند.
دولت در شرایط فعلی چه اقداماتی به جز دادن سوبسید و بیمه بیکاری میتواند انجام دهد؟
به نظر من، یارانهها و بیمه بیکاری به هیچوجه نمیتواند مشکل را حل کند. از آن جا که دولت دچار کسری بودجه است. این اقدامات که میخواهد فشارهای اقتصادی را برای مردم کاهش دهد، چون معمولاً از طریق پولی کردن کسری بودجه تأمین میشود، تورم را بالا میبرد و در نهایت همه آثار مثبت کمک های دولت را از بین میبرد.
به نظر میرسد که راهی جز کاهش تنشها و تلاش برای رفع تحریمها وجود ندارد. وقتی فضای کسبوکار نامناسب و پرخطر باشد، اقتصاد روزبهروز کوچکتر میشود.
میزان سرمایهگذاری از سال ۱۳۹۰ تاکنون تقریباً نصف شده است. بنابراین از سال ۱۳۹۰ به این سو، اقتصاد ما بخش زیادی از توان خود را از دست داده است و دولت باید این وضعیت را تغییر دهد.
اینکه ما در یک تنش مداوم بمانیم، شاید از نظر برخی سیاستمداران به معنای استقامت باشد، اما از نظر اقتصادی بسیار پرهزینه و درعین حال خطرناک است. اقتصاد به ثبات و چشمانداز مطمئن نیاز دارد. حتی اگر سرمایه گذاری فعالیت سودآوری را آغاز کند، اما ثبات و اطمینان نسبت به آینده وجود نداشته باشد، سرمایهگذاری را انجام نخواهد داد. در دوران جنگ یا تحریم اغلب پروژه های بسیار سودآور کنار گذاشته می شود و صبر و انتظار جانشین فعالیت های مولدمیشود.
آماری از میزان سرمایهگذاری و افت آن در پی جنگ دارید؟
نه، آمارهای این بازه هنوز منتشر نشده است اما براساس آمار منتشره از سوی بانک مرکزی، در فاصله سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲، میزان سرمایهگذاری حدود ۴۴ درصد کاهش یافته است. این افت هم در بخش ماشینآلات و هم در بخش ساختمان دیده میشود. حتی در بخش نفت و گاز که اقتصاد ما به آن وابسته است، میزان سرمایهگذاری در ماشین آلات طی این دوره ۵۳ درصد کاهش پیدا کرده است. به همین دلیل میزان استخراج نفت پایین آمده است. گفته میشود اگر همین حالا تحریمها را بردارند، ما بیش از حدود یکونیم میلیون بشکه در روز نمیتوانیم صادر کنیم. تنها بخشی که کمترین آسیب را دیده، بخش کشاورزی است؛ سرمایهگذاری در این بخش تقریباً صفر بوده و سالانه حدود یکدهم درصد رشد کرده است.
به نظرشما میزان بیکاری ایجاد شده در پی جنگ چه تأثیری بر آمار پناهجویان ایرانی خواهد داشت؟
این موضوع بستگی به تحولات پیشرو دارد. به طورمثال در جنگ ۴۰ روزه همه جای کشور بهطور یکسان ناامن بود. اما خدایی نکرده در صورت جنگ داخلی که مردم احساس کنند روزانه دهها هزار نفر در خطر ناامنی شدید قرار دارند، خانواده شروع به جابهجایی میکنند. یک عده در داخل ایران، یک عده هم به خارج از ایران میروند. قطعاً اگر چنین وضعیتی پیش بیاید، اوضاع وحشتناک میشود. امیدوارم هیچ گاه شاهد چنین اتفاقاتی در ایران نباشیم.
من سیاستمدار نیستم، اما استدلال می شود که کشورهای عربی هم از تشدید بی ثباتی در ایران ناراحت و نگراناند. زیرا با وخیمتر شدن اوضاع اقتصادی و بیثبات شدن فضای امنیتی و سیاسی در ایران، ممکن است بروز تنش میان اقلیتهای مذهبی به جنگ میان شیعه و سنی مبدل شود که این اتفاق نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای منطقه بازتاب ناگواری خواهد داشت. در این صورت، خاورمیانه که در حال حاضر نیز با چالشهای پیچیده ای مواجه است مشکلات حادتری پیدا خواهد کرد. واقعاً همه نیازمند صلح هستیم و امیدوارم عقلانیت و منطق برجهان حاکم شود.
منبع: سارا کیادربندسری/ نفت ما
