حجت نیکی ملکی رئیس جدید هیئت مدیره دیجیکالا شد/ نیکی ملکی کیست؟
به گزارش خبرصنعتی، حجت نیکیملکی به نمایندگی از شرکت کسب و کارهای نوپای حرکت اول، به جمع هیئتمدیره گروه تجارت الکترونیک دیجیکالا پیوست.
این تغییر در هیئت مدیره که اکنون در آگهی رسمی مجموعه منتشر شده، اما به تصمیمات جلسه هیئتمدیره در ۲۰ خرداد ماه امسال بازمیگردد.
نیکی ملکی مدیر سابق روابط عمومی ستاد اجرایی فرمان امام و عضو سابق هیات مدیره همراه اول بوده که اکنون سکان ریاست هیئت مدیره گروه دیجی کالا را در دست گرفته است.
در ظاهر، ماجرا ساده است؛ یک عضو جدید به هیئتمدیره گروه تجارت الکترونیک دیجیکالا اضافه شده، آن هم به نمایندگی از سهامدار عمده؛ اما وقتی نام «حجت نیکیملکی» در میان اعضای هیئتمدیره یکی از بزرگترین شرکتهای اقتصاد دیجیتال ایران قرار میگیرد، این انتصاب را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی مدیریتی معمولی دانست. پشت این صندلی، مسیری از رسانه، نهادهای حاکمیتی، اپراتور ارتباطی و حالا تجارت الکترونیک دیده میشود؛ مسیری که دوباره بحث قدیمی مرز میان بخش خصوصی و ساختارهای دولتی و شبهدولتی را پیش میکشد.
حجت نیکیملکی، دکترای مدیریت رسانه از دانشگاه تهران دارد و تحصیلات MBA و کارشناسی خود را در دانشگاه صنعتی شریف گذرانده است.از سال ۱۴۰۰ نیز به هیئتمدیره همراه اول راه یافته؛ شرکتی که امروز سهامدار عمده دیجیکالا محسوب میشود. پیش از آن نیز ریاست مرکز اطلاعرسانی ستاد اجرایی فرمان امام، عضویت در هیئتمدیره مؤسسه جامجم و بنیاد احسان و مدیریت مجتمع رسانهای آفاق را تجربه کرده است. در حال حاضر نیز مدیر «اندیشکده برند ملی ایران» است.
این رزومه، تصویری متفاوت از یک مدیر صرفاً تجاری ارائه میدهد. نیکیملکی در سالهای گذشته در نقطه تلاقی رسانه، برند، ساختارهای حاکمیتی و شرکتهای بزرگ اقتصادی فعالیت کرده است. حالا همان مسیر به یکی از مهمترین بازیگران تجارت الکترونیک کشور رسیده است.
از منظر حقوقی و مدیریتی، حضور او در هیئتمدیره دیجیکالا را باید در درجه نخست نمایندگی منافع سهامدار عمده دانست. همراه اول که از طریق حرکت اول در ساختار مالکیت دیجیکالا حضور دارد، طبیعتاً در تصمیمهای راهبردی این شرکت ذینفع است و حضور نمایندهاش در هیئتمدیره میتواند کانالی برای پیگیری این منافع باشد.
اهمیت این رابطه زمانی بیشتر میشود که به ابعاد مالی آن نگاه کنیم. گزارشهای مالی نیمه نخست سال ۱۴۰۵ نشان میدهد بخش قابل توجهی از درآمد عملیاتی همراه اول از محل سود سهام دیجیکالا بوده است. بنابراین دیجیکالا برای همراه اول تنها یک سرمایهگذاری جانبی نیست؛ عملکرد آن میتواند مستقیماً بر منافع اقتصادی سهامدار عمده اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، طبیعی است که همراه اول بخواهد در اتاق تصمیمگیری دیجیکالا حضور داشته باشد. اما سؤال مهمتر اینجاست که این حضور قرار است چه چیزی را تغییر دهد؟
دیجیکالا سالها نماد یک کسبوکار خصوصی و استارتاپی بود که از دل اکوسیستم فناوری ایران رشد کرد و به یکی از بزرگترین پلتفرمهای تجارت الکترونیک کشور تبدیل شد. ورود سرمایهگذار بزرگی مانند همراه اول، طبیعتاً ساختار مالکیت و تصمیمگیری آن را تغییر میدهد. حالا اضافه شدن چهرهای با سابقه فعالیت در نهادهای حاکمیتی و مدیریتی، این پرسش را جدیتر میکند که آیا دیجیکالا در حال حرکت از یک شرکت خصوصی مستقل به سمت بخشی از یک اکوسیستم بزرگتر متشکل از اپراتور، سرمایه نهادی و ساختارهای حکمرانی است؟
البته این به معنای آن نیست که حضور نیکیملکی الزاماً به دخالت مستقیم حاکمیت در تصمیمهای دیجیکالا منجر خواهد شد. اما سابقه همچنان اهمیت دارد. وقتی مدیری با پیشینه حضور در ستاد اجرایی فرمان امام و همراه اول وارد هیئتمدیره یکی از مهمترین کسبوکارهای خصوصی اقتصاد دیجیتال میشود، طبیعی است که نگاهها تنها به تخصص مدیریتی او محدود نماند؛ بلکه نسبت میان سرمایه، قدرت، حاکمیت و اقتصاد دیجیتال نیز مورد توجه قرار گیرد.
واکنش رسانهای به این انتصاب نیز بیشتر حول همین ابهام شکل گرفت. رسانههای فناوری خبر ورود نیکیملکی به هیئتمدیره را منتشر کردند و شبکههای اجتماعی نیز درباره عنوان و جایگاه او بحث کردند. در عین حال، تا این لحظه موضع عمومی روشنی از سوی خود نیکیملکی درباره این انتصاب منتشر نشده است.
در نهایت، شاید مهمترین بخش این داستان نه «نیکیملکی» بهعنوان یک فرد، بلکه مسیر تازهای باشد که با حضور او نمایانتر شده است؛ مسیری که در یک سوی آن همراه اول و سرمایه نهادی ایستاده، در سوی دیگر دیجیکالا و بازار تجارت الکترونیک قرار دارد و میان این دو، مدیری با سابقه فعالیت در رسانه و ساختارهای حکمرانی نشسته است.
این انتصاب بهتنهایی چیزی را ثابت نمیکند؛ اما یک سؤال جدی روی میز میگذارد: آیا اقتصاد دیجیتال ایران همچنان در حال بزرگ شدن در زمین بخش خصوصی است، یا آرامآرام در حال تبدیل شدن به زمینی مشترک میان سرمایه خصوصی، اپراتورها و ساختارهای حکمرانی؟
